کلام الهی یعنی قرآن کریم به اسامی و عناوین متعددی نامبردار است که از این اسامی نیز در قرآن کریم یاد شده است. میان این اسامی، چند نام دارای شهرت بیشتری می باشد که مورد اتفاق اکثر دانشمندان علوم قرآنی است و می توان آن ها را به عنوان اسامی و نام های قرآنی تلقی کرد، و آن ها عبارتند از: قرآن، فرقان، کتاب، ذکر، تنزیل.

 

قرآن : از این نام در قرآن حدود پنجاه و هشت مورد یاد شده است، مانند: إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ؛ كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند(واقعه/77)؛ إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ؛ پس چون قرآن مى‏ خوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر (نحل/98). درباره معنی قرآن و مبدأ اشتقاق آن میان علما اختلاف آراء وجود دارد. امام شافعی میگوید: قرآن از هیچ مبدأیی مشتق نشده است، بلکه ارتجالا و ابتدائا برای کلام الهی وضع شده است و بنابراین مشتق از «قَرَءَ» نخواهد بود والا باید بتوانیم بر هر چیزی که قرائت میشود لفظ قرآن را اطلاق نماییم.

زجاج و لحیانی واژه قرآن را مهموز می دانند با این تفاوت که زجاج گوید: قرآن مشتق از «قَرَءَ» به معنی جمع و گردآوری است، و چون قرآن جامع ثمرات کتب پیشین آسمانی است آنرا قرآن نامیده اند. لحیانی نیز قرآن را مشتق از «قَرَءَ» به معنی پیروهم آوردن و خواندن دانسته، و چون قاری قرآن به هنگام تلاوت آن، حروف و کلمات آن را به دنبال هم می آورد، قرآنش نامیده اند. بنابراین قرآن مصدری است به معنی مفعول یعنی تلاوت شده است.

 

فرقان : این کلمه در هفت مورد از قرآن کریم به کار رفته که منظور از ان در دو مورد، کتاب موسی(تورات) است و در دو مورد نیز قرآن است. چنانکه گوید:

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا؛ بزرگ [و خجسته] است كسى كه بر بنده خود فرقان [=كتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانيان هشداردهنده‏ اى باشد(فرقان/1).  قرآن فارق میان حق و باطل است و آن دو را از هم مشخص می سازد به فرقان نامیده شده است.

 

کتاب : کلمه کتاب در قرآن، حدود دویست و پنجاه و پنج مورد به کار رفته است که در موارد بسیاری منظور از آن قرآن کریم می باشد. کتاب در اصل لغت به معنی گرد هم آوردن است و هر نوشته ای را از این جهت کتاب می نامند چون حروف و کلمات در آن گرد هم آمده اند، و قرآن را هم بدین جهت کتاب نامیده اند که انواع آیات و قصص و احکام در آم گرد هم آمده است. الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ؛ الف لام راء اين است آيات كتاب [آسمانى] و قرآن روشنگر  (حجر/1). در میان منابع فقهی اسلام نیز مراد از کتاب، قرآن است.

 

ذکر : این کلمه نیز از واژه های اصیل تازی است و در موارد متعددی از قرآن مورد استفاده قرار گرفته که منظور از آن در بعضی موارد، قرآن کریم می باشد.

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛ بى‏ ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‏ ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود (حجر/9)؛ بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ؛ بلكه گفتند خوابهاى شوريده است [نه] بلكه آن را بربافته بلكه او شاعرى است پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد بايد براى ما نشانه‏ اى بياورد(انبیاء/5).  وجه تسمیه قرآن به ذکر از آن جهت است که خداوند متعال با سخن خود بندگان خویش را به فرائض و احکام یادآور می گردد.

 

تنزیل : این کلمه چندین بار ذر قرآن مورد استفاده قرار کرفته است مانند: وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ و راستى كه اين [قرآن] وحى پروردگار جهانيان است (شعراء/192)؛ و قرآن را از آن جهت به این نام خوانده اند که آیات ان از طریق وحی و به تدریج بر رسول خدا (ص) نازل گردید. چون کلمه تنزیل غالبا از نزول تدریجی قرآن حکایت می کند.

 

باری قرآن با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از کلمات و آیات الهی است که از هر جهت اعجازآمیز بوده و بیانی است که از طریق وحی بر پیامبر اسلام(ص) نازل گردیده و در مصاحف و دفاتر گرد آمده، و به تواتر به ما رسیده است و قرآن موجود همان کلام الهی است که مردم مامور به قرائت و عمل به مضامین آن می باشند و هیچ گونه دستبرد و تحریف و زیادت و نقصانی در آن راه نیافته است.

 

 

بخش قرآن و حدیث تبیان کردستان
منبع: تاریخ قرآن کریم/سیدمحمدباقر حجتی