معنی رویت الله

 

قال رسول الله (صلی علیه و آله و سَلَّم) یا اَباذر ! اُعبُدِالله َ کَاَنّکَ تَراهُ ، فَاِن کُنتَ لا تَراهُ فَإنَّهُ یَراک؛ ای اباذر ! خدای را چنان عبادت کن که گویا او را می بینی ، سپس به درستی که اگر تو او را نمی بینی ، او تو را می بیند .

چند نکته در خصوص حدیث مذکور:

 - مترجم این حدیث شریف چنین می گوید که : این مضمون به سندهای معتبر از آن حضرت منقول است ، چنانگه نقل کرده اند که پرسیدند از حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله و سلَّم ) از معنی احسان که خداوند عالمیان به آن امر فرموده ، آن حضرت این کلام را جواب فرمودند .

 

- باید دانست که کلمات معجز آیات حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله و سَّلم به مقتضای (اُعطِیتُ جَوامِعَ الکَلِمَ ) در هر کلمه از آنها با نهایت ایجاز لفظ ، انواع حکم و حقایق رّبانی مندرج است و هر کس در خور قابلیت و استعداد خود ار آن بهره و نصیبی دارد . و اگر در هر فقره ای آن چه بر منِ بی بضاعت ظاهر گردیده ، استیفاء کنم ، بر هر یک کتابی بایستی نوشته شود ولیکن به مقتضای ( ما لا یُدرَکُ کُلُّهُ لا یُسرَکُ کُلُّهُ ) اکتفا به محض ترجمه ننموده به قدری از تفضیل و تبین قناعت می نمایم و تبیین این فقره علیّه موقوف بر چند فصل است.


 

 تحقیق رؤیت

1- بدان که رؤیت را بر ( دیدن به چشم ) اطلاق می کنند ، و بر نهایت انکشاف و ظهور نیز اطلاق می کنند اگر چه به چشم دیده نشود .

و ضروری مذهب شیعه است که خدا را به چشم نتوان دید زیرا که جسم و جسمانی نیست و حصول او در مکان محال است و چیزی که چنین باشد محال است که به چشم دیده شود ، و آن چه که در آیات و اخبار در شأن باری تعالی به لفظ رؤیت واقع شده ، مراد از آن، معنی دوم است ، زیرا که ظهور آن نزد عرفان زیاده از ظهور امری است که به چشم دیده شود . چنانکه به اساتید معتبر امام العارفین امیرالمؤنین (علیه السلام) منقول است که از وی پرسیدند: یا امیر المؤمنین! خدای خود را دیده ای؟

فرمود: تا خدا را نمی دیدم، هرگز او را نپرستیدم.

سائل پرسید: او را به چه کیفیت دیده ای؟

فرمود: خطا کردی، به چشم ندیدم و چشم او را نتوان دید و لیکن دل، او را به حقیق ایمان و یقین دیده است.[1]

و به روایت دیگر مصل این سوال را از حضرت مبین الحقایق جعفرصادق (علیه السلام) نمودند و آن حضرت چنین جوابی فرمود:[2]

جناب نبوی در این عبارت به این معنی اشاره فرمودند که: گویا او را می بینی، یعنی او را نتوان دید اما در تمام عبارت، همچون کسی باش که شخصی را می بیند و در حضورش به او خدمت می کند؛ و در مرتبه ی یقین، خود را به درجه ی عرفان که اقوی از مشاهده و عیان است، برسان.

 

2- ممکن است که معنی دوم رؤیت، مراد باشد، و مراد، غایت مرتبه ی انکشاف باشد؛ و چون این متهم از انکشاف مخصوص انبیاء و ائمه است و از ابوذر و مثل او متصور نیست، فرمود: چنان عبادت کن که گویا به آن مرتبه رسیده ای، چنانکه رؤیت در تتمه ی سخن به همین معنی است، زیرا که خدا اشیاء را به چشم نمی بیند و او را جارحه و عضو نمی باشد و باید دانست که عبادت عبارت از نهایت مرتبه ی خضوع و شکستگی و فروتنی است.

واعلی مراتب عابدان، اقرار ایشان است به عجز از عبادت او با نهایت سعی و بذل طاقت و چون حق سبحانه و تعالی می دانست که عقول خلایق از ادراک و چگونگی عبادت اوقاصراست، تا آداب عبادت تعلیم ننمود، تکلیف نفرمود.

اگر دیده ی بصیرتت را به نور ایمان روشن سازند و در دقایق آدابی که در هر عبادتی مقرر ساخته اند تفکرنمایی خواهی دانست که به سر پنجه ی سستی حواس و اوهام و کمند نارسای عقل مستهام براین قصر رفیع نمی توان آمد و بدون عتابعت اخبار به مراتب کمال فایز نمی توان شد.

 

 

 

 

 

 

 

حجت الاسلام ابراهیم رستمی- بخش دین و اندیشه تبیان کردستان

منبع :عین الحیاة – علامه محمد باقر مجلس (ره)

[1] - توحید صدوق 109 – 305 - 308
[2] - روضه الواعظین 33