اساس تشکیل جوامع انساني ، رفع نیازهای انسان است . بطور کلی انسان موجودی است نیازمند و نیازهای وی در سه سطح گسترده قابل طبقه بندی است :

اول نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی مانند : خوراک ، پوشاک ، مسکن و ...
دوم نیازهای روانی مانند : کسب آگاهی ، کسب امنیت ، ارتقاء و تعالی ، فرار از تاریکیها و ناشناختها ، لذت بردن از معنویت ( هنر ، زیبایی و ...) ،لذت بردن از حیات و جهان هستی ، ارتباط با صاحب کائنات و...

سوم نیازهای اجتماعی مانند: نیاز به تشریک مساعی جمعی در حل مسائل ، مشکلات و تنگناها ، نیاز به همدلی و...

حال نکته حائز اهمیت این است که : دستیابی به نیازهای مذکور در نتیجه تعامل افراد و دستگاههای ذی ربط محقق می شود لذا نوشته حاضر با عنوان شناخت نظریه های دینی  در صدد است به بیان نوع و چگونگی تعاملاتی که برای پیشبرد اهداف یک جامعه – البته یک جامعه اسلامی ايران لازم است ،  بپردازد .

 

تعامل در جامعه 

 

در كل  فعالیت ها و ارتباطات موجود در جامعه را به چهار گروه کلی  مي توان تقسیم نمود:

گروه اول: فعالیت ها و ارتباطاتی است که به منظور تولید، توزیع و مصرف کالا و خدماتی که برای رفع نیازهای جسمی و مادی افراد جامعه شکل می گیرد، که این مجموعه در قالب «نظام اقتصادی» طبقه بندی می شود.

گروه دوم: فعالیت ها و ارتباطاتی است که برای شکل دهی و ساماندهی نظام قدرت برای اداره امور جامعه صورت می گیرد، که این مجموعه را به عنوان «نظام سیاسی» جامعه تعریف می کنیم.

گروه سوم: تامین کالا و خدماتی است که در کنار نیازهای مادی که افراد در پی آن خواهند بود برای اداره مطلوب یک جامعه به عنوان کالای عمومی مطرح می شود، که شامل تأمین امنیت داخلی، دفاع از مرزها، سامان دهی و رفع اختلافات حقوقی افراد جامعه، تأمین بهداشت و حفظ محیط زیست و مسائلی از این قبیل می شود که این دسته از فعالیت ها را در قالب «نظام اجتماعی» یا امور عمومی، طبقه بندی می کنند.

گروه چهارم: فعالیت ها و ارتباطاتی است که در جامعه صورت می گیرد تا نیازهای متعالی بعد انسانی افراد جامعه را تامین کند و به زندگی فردی و اجتماعی بشر روح و معنا ببخشد، این فعالیت ها و ارتباطات برخلاف فعالیت ها و ارتباطات سه گروه دیگر که بسیار ملموس بوده و قابل شاخص گذاری، ارزیابی و شناسائی و در نتیجه قابل سیاست گذاری و مدیریت هستند، چون با نظام اعتقادات، باورها و گرایشات درونی افراد جامعه سروکار دارد، فرایندی پیچیده و نحوه اعمال مدیریت بر آنها بسیار متفاوت و نسبی بوده و با سازوکارهای متفاوتی صورت می پذیرد . مجموعه فعالیت ها و ارتباطاتی که در این عرصه صورت می گیرد تا با حفظ و تقویت اعتقادات و باورهای عمیق یک جامعه ارزش های برآمده از آن را در روابط جامعه گسترش دهند و از این طریق نظم و انضباطی هدفمند را در مجموعه رفتارهای افراد یک جامعه سامان دهند تحت عنوان «نظام فرهنگی» نام می برند.

حال اگر به دو خصوصیت مهم افراد در تعاملات اجتماعی شامل:

  1. تأثیر اعتقادات و گرایشات درونی افراد بر همه تصمیمات و رفتارهای روزمره آنها در همه عرصه های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی
  2. تأثیرپذیری افراد از محیط اجتماعی و فعالیت های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی که در جامعه صورت می گیرد توجه کنیم این نکته را قابل قبول می سازد که بین این چهار گروه از فعالیت ها، داده و ستاده ای مستمر وجود دارد.

 

عوامل مؤثر در تعامل پذير كردن افراد جامعه 

 

 فرهنگ جامعه ايران، كه ستون فقرات آن اعتقادات به اصول و مباني اسلام ناب محمدي (ص)  است حاصل تعامل و تجربيات قرن‌ها زندگي توام با فراز و نشيب ملت ايران است كه بصورت امانتي به نسل‌هاي بعدي منتقل مي‌گردد و مواظبت از آن وظيفه شرعي و وجداني تك‌تك ايرانيان است

ترديدي نيست كه دوران كودكي، مهم ترين و تاثيرگذارترين دوره در طول زندگي انسان است. در واقع از آغازين لحظه اي كه انسان پاي بر اين كره خاكي مي گذارد شكل گيري او نيز شروع مي شود و در اين ميان، طلايي‌ترين دوره، تا پنج سالگي يا هفت سالگي است. شايد بتوان گفت كه مابقي عمر انسان، برداشت ميوه هايي است كه بذر آن در همان دوران كودكي كاشته شده است. پيامبر اسلام  (ص) مي فرمايند كه: آنچه انسان در دوره كودكي فرا مي گيرد، چون حك شدن نوشته بر سنگ است كه بسيار سخت و دير از بين خواهد رفت. روانشناسان نيز امروزه معتقدند كه يادگيري انسان در دوره كودكي بسيار سريعتر و ماندگارتر است. تجربه نيز اثبات مي كند كه انسان در تقيد و پايبندي به آنچه در دوران كودكي فراگرفته است، استواري بيشتري از خود نشان مي دهد. بديهي است كه آموزش هاي دينداري نيز بايد از همين دوران آغاز شود تا نهاد كودك، رنگ و بوي ديني بگيرد و رفتار او در دوره هاي ديگر زندگي مبتني بر دينداري باشد. واضح است که این آموزشها در دورانهای اولیه زندگی بر عهده خانواده است .

خانواده اولین مأمن و جایگاهی‌ است که گوهر وجودی انسان در آن شکل می‌گیردو می‌تواند پدید آورنده انسانی با ارزش از جهات مختلف به‌خصوص رشد و تربیت دینی و اعتقادی و یا برعکس، انسانی دور از انسانیت باشد و در این میان والدین به‌عنوان ارکان اصلی خانواده، نقشی اثرگذار و مهم در شکل‌دهی فطرت و سرشت پاک و بالفعل کردن صفات بالقوه مثبت فرزندان دارند. به‌گونه‌ای که اگر والدین از همان ابتدای حیات فرزندان با برنامه‌ای جامع، عمیق و هماهنگ، عزم خود را برای تربیت آنان به‌ویژه رشد تفکرات و عقاید مذهبی و دینی جزم کنند و هیچ‌گاه وظیفه مهم تربیت دینی فرزندانشان را در حاشیه قرار ندهند، مهارت‌هایی در آنان شکل خواهد گرفت که در طول زندگیشان قادر خواهند بود با تکیه بر معیارهای تربیتی که به‌تدریج در بطن خانواده آموخته‌اند در مسیر صحیح رسیدن به هدف نهایی و آرامش حقیقی با کمترین تخطی و انحراف باقی‌بمانند.

برخلاف اعتقاد برخی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان غربی از جمله واتسون- روان‌شناس آمریکایی- که به‌گونه‌ای افراطی و غیرواقع‌بینانه، انسان را کالایی صرفاً محصول فعل و انفعالات محیط پیرامونش می‌دانند، تربیت فرآیندی تدریجی است که بنابر اعتقاد بسیاری از بزرگان دین و عرصه تعلیم و تربیت، پیش از تولد آغاز و پس از آن با مدیریت و برحسب توانایی‌های والدین و سپس در جامعه توسط مربيان ،  معلمان  روحانيون و... ادامه می‌یابد.

 در واقع  هر يك از افراد جامعه با بهره‌گيري از اين محيط فرهنگي و با تعامل با علايق و نيازهاي خود در جريان فعاليت‌هاي روزمره فردي و اجتماعي خويش از رهگذر تمام فعاليت‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي، تغييراتي در اين محيط فرهنگي ايجاد مي‌كنند.

 همچنين  افزايش سن، ارتقاء موقعيت اجتماعي، رشد تحصيلات، قدرت رهبري و نفوذ افراد، جايگاه سازماني، دسترسي به دستگاه‌هاي ارتباط جمعي و بالاخره نفوذ شخصيت، تاثيرات فرهنگي افراد را در محيط اجتماعي افزايش مي‌دهد.  لازم به ذكر است همانطور كه تمامي عملكردهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي افراد بر محيط فرهنگي اثر دارد عملكرد تمامي سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي اعم از سياسي، اقتصادي، قضايي، نظامي و غيره  نيز بر محيط فرهنگي جامعه تاثير‌گذار مي‌باشد.

 


اصول تعامل در جامعه

بهبود  تعاملات  هر جامعه مستلزم افزايش توان ارزيابي عملكرد و تاثير فعاليت شخصي افراد در فرهنگ جامعه، افزايش توان ارزيابي مديران سازمان مختلف اقتصادي اجتماعي و سياسي از تاثير كاركرد سازمان آنها در تغييرات فرهنگي جامعه و افزايش توان و انگيزه افراد براي اصلاح نقش خود در فرهنگ جامعه است.

تحقق چنين تحولي در جامعه، مستلزم سازمان‌هاي كارآمد فرهنگي است كه عناصر آن دركي روشن از فرهنگ و فرايندهاي تغيير و تحول آن داشته باشند و به اندازه لازم از خلاقيت و نوآوري در پيشتازي در تحولات اجتماعي برخوردار باشند.  از آنجا كه زير ساخت اعتقادي و ارزش‌هاي كليدي فرهنگ جامعه ايران از اسلام نشت مي‌گيرد حضور مسلط نظريه‌پردازان دين‌شناس، كه دركي مناسب از شرايط زمان و مكان داشته و از قدرت كافي براي به جريان انداختن انديشه‌هاي خود در سازمان‌هاي فرهنگي امروزين برخوردار باشند، ضرورت دارد.  تعامل نظام‌وار و مستمر بين حوزه‌هاي علميه و اساتيد متدين دانشگاه‌ها و وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي اصلي تحول‌ساز در فرهنگ جامعه مثل آموزش وپرورش، صدا و سيما، آموزش عالي، سازمان تبليغات اسلامي،  ارشاد اسلامي و ... امر قطعي و ضروريست. 
در حوزه مديريت فرهنگ نيز همچون ساير حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي، قضايي، ضرورت وجود مديريت عالي و راهبردي، مديريت ستادي، اجرايي و مديريت‌هاي عملياتي، بهمراه برنامه‌هاي بلند مدت و ميان مدت و كوتاه مدت اجتناب‌ناپذير است تا بتوان بر اساس آن نظامهاي نظارت و ارزشيابي محتوايي را براساس شاخص‌هاي علمي، ابتدا براي سازمان‌هاي بزرگ و به تدريج براي سازمان‌هاي كوچك‌تر طراحي و عملياتي نمود.  اندازه‌گيري ادوار تغييرات در باورها و گرايشات و رفتارهاي مبتني بر آن در تمامي عرصه‌هاي اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي در كل جامعه از لوازم قطعي مديريت فرهنگ جامعه است.

 

 

نتیجه گیری

 

اصلي‌ترين آسيب‌هاي وارده بر فرهنگ جامعه، ناشناخته ماندن تفاوت‌هاي محتوايي شيوه هاي مديريت در عرصه فرهنگ و انتخاب عناصر مديريتي با گرايشات غالب سياسي يا اقتصادي براي مديريت فرهنگ است. درچنين شرايطي اكثر مداخلات دولت‌ها در حوزه‌ فرهنگ نقشي تخريب كننده پيدا مي‌كند و نظرات ارتجاعي گذشته دائر بر ضرورت جدائي دين از سياست، در فضاي گفتمان سياسي و فرهنگي جامعه بازگشت پيدا مي‌كند .

 

تحقق چنين تحولي در جامعه، مستلزم سازمان‌هاي كارآمد فرهنگي است كه عناصر آن دركي روشن از فرهنگ و فرايندهاي تغيير و تحول آن داشته باشند و به اندازه لازم از خلاقيت و نوآوري در پيشتازي در تحولات اجتماعي برخوردار باشند.  

 

 

 

 


 

زینب حسین پور- بخش دین و اندیشه تبیان کردستان

منابع :