سبک زندگی یکی از اصلی ترین مطالباتی است که رهبر معظم انقلاب آن را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن ساز نوین اسلامی خواندند. هدف مطلب حاضر تعیین جایگاه و اهمیت زن و خانواده و جامعه در شکل گیری سبک زندگی ایرانی اسلامی در جامعه بوده است. یکی از نهادهایی که می تواند به سبک زندگی ایرانی اسلامی کمک کند، خانواده است. و رکن اساسی هر جامعه توسط خانواده ها و با فرهنگ هایی که در آن جوامع وجود دارد، بروز و ظهور خود را نمایان خواهد کرد. زن در این بین عنوان رکن اساسی و محوری خانواده محسوب می شود؛ زن در سبک ایرانی اسلامی اصالتاً همسر و مادر و بنابر اقتضائاتی حضور اجتماعی اش مشابه مرد است. نقش زن در شکل گیری سبک زندگی اسلامی ایرانی بسیار حائز اهمیت و تأثیرگذار و کلیدی است.

جایگاه خانواده

شکی نیست که خانواده امروز ایرانی با خانواده سنتی گذشته تفاوت‌های زیادی دارد. این خانواده، از یک سو هنوز گرفتار بعضی سنت‌های گذشته بوده و از سوی دیگر آموزه‌های مدرن، سلامت، ثبات و حتی کیان خانواده را به خطر انداخته است. این در حالی است که سلامت خانواده شرط لازم برای آسایش و سلامت زنان است و با هدف‌گیری آن، تعالی کل جامعه نیز حاصل می‌شود.
خانواده به دلیل اهمیت و جایگاه ویژه‌اش در حیات انسان‌ها از دیرباز مورد توجه بوده و جامعه‌شناسان، کارکردهای گسترده‌ای را برای نهاد خانواده بر می‌شمرند؛ تنظیم رفتار ، تولید مثل، حمایت و مراقبت، جامعه‌پذیری، عاطفه و همراهی، تامین پایگاه اجتماعی برای افراد خانواده، کنترل اجتماعی شامل کنترل همسران و فرزندان و کارکردهای اقتصادی از جمله این کارکردها است. 
برخی از این کارکردها از سوی دین اسلام نیز مورد تایید قرار گرفته و در مواردی تکمیل شده است. از منظر دینی، کارکردهای خانواده متعادل، ارزش‌های مطلقی است که به دلیل ریشه داشتن در طبیعت انسان و هدف از آفرینش او، نباید تابع شرایط اجتماعی تعریف شود. 
خانواده در نگاه دینی، فضایی است انحصاری برای حفظ عفت و تولد فرزندان صالح. خانواده در این نگاه، نهادی است برای ارضای عمده نیازهای عاطفی زوجین و فرزندان و سالخوردگان، رشد شخصیت افراد خانواده در اثر تعامل با یکدیگر، تربیت فرزندان شایسته، آموزش مسوولیت‌پذیری و صبر در برابر مشکلات و گذشت و فداکاری و انعطاف‌پذیری، حمایت اقتصادی از زنان و فرزندان و در یک کلام، فراهم آوردن زمینه برای رشد و تعالی انسان. 
بررسی آیات و روایات، بسیاری از ابعاد خانواده دینی را روشن می‌کند آنجا که خداوند پیوند زناشویی را «میثاق غلیظ» نامیده و آن را مایه سکونت و آرامش همسران دانسته و مودت و رحمت بین ایشان را نوید می‌دهد. مودت به معنای محبتی که آثار آن در عمل آشکار شده باشد و رحمت، نوعی تاثیر نفسانی است که از مشاهده محرومیت و نقیصه یا احتیاج طرف مقابل، در دل فرد پدید می‌آید و او را وا می‌دارد تا در مقام عمل برآمده و طرف مقابل را از آن محرومیت نجات دهد و در آیه‌ای دیگر، همسران لباس یکدیگر معرفی می‌شوند که به تعبیری مایه زینت و حفاظت است. 
برای حفظ این میثاق محکم و کانون پر برکت است که شوهرداری زن و صبر او بر سختی‌های زندگی و تلاش مرد در کسب روزی حلال برای خانواده در احادیث به عنوان جهاد در راه خدا معرفی می‌شود و مرد به معاشرت با همسر بر اساس معروف، غیرت‌ورزی، عفو، صبوری و مدارا دعوت می‌شود و زوجین به نگهداری، تکریم و محبت به والدین خود در کانون خانواده، توصیه می‌شوند؛ پرورش همه ابعاد وجودی فرزندان در سایه محبت و مراقبت، از وظایف والدین و اطاعت فرزندان از ایشان نیز از حقوق والدین، برشمرده می‌شود؛ و بسیاری توصیه‌های دیگر که به کار بستن آنها خانواده‌ای متعادل با حداکثر کارکردها را محقق خواهد کرد اما تحقق آن نیاز به برنامه‌ریزی دارد.



الگوی خانواده سالم

خانواده، برای رسیدن به کارکردهایی که برشمرده شد مانند هر نهاد دیگری نیازمند ساختار است. در رویکرد دینی، دستیابی به کارکردهای خانواده متعادل، مستلزم وجود ساختار ویژه‌ای در خانواده است؛ ساختاری که بر اساس تفاوت نیازها و استعدادهای افراد خانواده و به منظور نیل به سعادت حقیقی انسان از سوی آفریدگار طراحی شده لذا نه تنها تابعی از تغییرات اجتماعی نیست بلکه تغییر شرایط اجتماعی و هماهنگ ساختن سایر نظام‌های اجتماعی را برای تحقق یک خانواده سالم طلب می‌کند. بنابراین بازنگری فعالانه و پویا در متون دینی برای اتخاذ ساختارهای اصیل خانواده، ضروری به نظر می‌رسد.
بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد در خانواده‌هایی که بیشترین تبعیت از آیات و احادیث دینی در باب خانواده وجود دارد، افراد به خصوص زنان، میزان بالایی از احساس رضایت را تجربه می‌کنند.
در این خانواده‌ها بر خلاف سیستم مبتنی بر دموکراسی که بسیار جذاب و متناسب با شرایط اجتماعی امروز به نظر می‌رسد، مرد از اقتدار بالایی برخوردار است اما در کنار این اقتدار که نوع و شیوه اعمال آن نیز باید بررسی شود، کلیه توصیه‌های اخلاقی برای حسن معاشرت با همسر را نیز رعایت می‌کند. دیده شده که این شیوه زندگی حتی برای زنانی که در سیستم مدرن دانشگاهی به مدارج بالای علمی رسیده‌اند، نیز، رضایتمندی را به ارمغان آورده است. 

آسیب‌شناسی خانواده ایرانی

▪ افزایش آمار طلاق، به عنوان مغضوب‌‌ترین حلال الهی و کاهش درخواست برای ازدواج و افزایش سن ازدواج نشان می‌دهد نهاد خانواده به هر دلیل نتوانسته احساس رضایتمندی را در زوجین ایجاد کند یا بر مطلوبیت آزادی‌های فردی و کسب موفقیت‌های اجتماعی و شغلی، غلبه کند.
▪ آمار بالای زنان متقاضی طلاق نسبت به گذشته نشان می‌دهد میزان رضایتمندی زنان از زندگی در نهاد خانواده بیش از مردان کاهش یافته است.
▪ شیوع طلاق عاطفی بین زوجین که به عنوان یک آسیب جدی از سوی کارشناسان مطرح می‌شود، از فقدان ارضای نیازهای عاطفی و روانی زوجین در کانون خانواده، حکایت دارد در حالی که بر اساس آموزه‌های دین، باید سکونت و آرامش و مودت و رحمت بر این فضا حاکم باشد.
▪ اختلاط نقش‌ها در خانواده باعث شده بسیاری از وظایف پدری، شوهری، مادری و همسری معطل بماند و زوجین نتوانند به خوبی از عهده ایفای نقش طرف مقابلشان برآیند. مردان در خانواده از احترام و قدرت عمل برخوردار نبوده و جایگاه ضعیفشان آنها را نسبت به وظایفشان دلسرد می‌کند. زنان با رسیدن به جایگاهی برابر با مردان مجبورند باری بیش از توانشان به دوش بکشند و نباید مانند گذشته انتظار حمایت همه جانبه از همسرشان داشته باشند.
خانواده که اولین و مهم‌ترین نهاد برای تولد و پرورش فرزندان محسوب می‌شود، در امر تربیت و انتقال ارزش‌ها و برقراری رابطه سالم و موثر با نسل بعدی دچار مشکلات متعددی شده است. گسست نسل‌ها، به عنوان یک معضل جهانی، از سوی برخی کارشناسان داخلی به عنوان مشکل پیش روی جامعه و خانواده ایرانی مطرح می‌شود. از یک سو ارزش‌های والدین به دلیل تغییرات عمیق در نظام ارزشی و اجتماعی برای فرزندان قابل پذیرش نیست و از سوی دیگر شیوه کارآمدی برای انتقال ارزش‌ها از سوی والدین اتخاذ نمی‌شود.
آنها از بودن در کنار یکدیگر لذت نمی‌برند. فرزندان به والدین احترام نمی‌گذارند و آنان را به عنوان راهنما و کنترل‌کننده در زندگی نمی‌پذیرند.


نتیجه سخن

اولین و مهم‌ترین عامل، تغییر نگرش بسیاری از مردم به زندگی است. با پیروزی انقلاب اسلامی نگاه اصیل اسلامی که با طرح تفکرات انقلابی امام خمینی (ره) راجع به زن مسلمان، جانی دوباره گرفت زندگی زنان را متحول کرد. این تحولات مانند افزایش اعتماد به نفس، ابراز نیازها و مطالبه حقوق به حق خود، رشد فکری، حضور سالم اجتماعی و کسب درآمد متناسب با مصالح خانواده، از سوی دین مورد تایید قرار گرفته است. اما متاسفانه علی‌رغم این رشد فکری زمینه‌های عملی و اجتماعی برای آن فراهم نشده است و در نتیجه در یک خانواده تحولات همگام و همسو پیش نمی‌روند. به این معنا که ساختارهای خانواده متعادل اسلامی چنانکه باید در جامعه ما رشد نیافته است. 
بنابراین تدوین قوانین و مقرراتی مطابق با آموزه‌های اسلامی و منطبق با شرایط روز جامعه، فرهنگ‌سازی در حوزه رشد و تعالی خانواده از طریق کتاب‌های درسی و رسانه‌های جمعی و نیز اجرای برنامه‌های آماده‌سازی دختران و پسران جوان برای شروع زندگی مشترک می‌تواند به یافتن الگوی مناسبی برای خانواده‌های ایرانی کمک کند.
خانواده‌ای که در آن حقوق همه اعضا رعایت شود، هر عضوی به وظایف خود به درستی عمل کند و زمینه رشد و تعالی اعضا در آن فراهم شود.دستیابی به چنین الگویی پیش از هر چیز تلاش و همت اندیشمندان دینی و اجتماعی را می‌طلبد.






ناصر رستمی-بخش خانه و خانواده تبیان کردستان