یکی از مسائلی که خانواده ها شایسته است با آن آشنا باشند مساله ارث است که در دین مبین اسلام هم روی این مهم تاکیدات بسیاری رفته است. در این مقاله می کوشیم که به معرفی ارث و مسائلی چون ورثه، ارکان ارث، موجبات، مقادیر و موانع ارث و ... از دیگاه دین مبین اسلام و بر اساس متون فقهی شیعی بپردازیم.

ارث

به باقی مانده اموال میت گفته می شود که در اسلام قانون خاصی  برای تقسیم آن بین ورثه میت بیان شده است به مفهوم اسمی به دارایی وحقوقی که فرد با مرگ دیگری به آن مستحق می شود به ارث برنده (وارث) به کسی که از خود ارث برجای گذاشته (مورث) وبه آنچه که از میت باقی می مانند حال مال یا حق قابل انتقال را ترکه یا میراث می گویند.

ورثه به کسانی که به واسطه خویش نسبی (خونی) یا سببی (به واسطه ازدواج ) از میت ارث می برند گفته می شود.

ارکان ارث

ارکان ارث عبارتنداز: مورث ، وارث ، وترکه

نکته : قبل از تقسیم ترکه میان ورثه باید از آن حقوق دیگری مانند هزینه تکفین وتجهیز میت بدهی ها ووصایای او در ثلث مالش ونیز آنچه مخصوص فرزند بزرگتر است خارج شود.

** وصیت در اصطلاح مصارفی را که میت در زمان بودنش برای این مقدار از اموالش مشخص می کند تا بعد از مرگش صرف این این امور شود گویند. **


موجبات ارث

موچبات ارث دو چیز است، نسبی (خونی) - سببی (ازدواج)

نسبی:

شامل طبقه اول پدر ومادر وفرزندان میت هرچه پایین تر بروند یعنی اگر وپسر ودختر نباشند اولاد آنها اگر اولاد پسر ودختر موجود نباشند اولاد اولاد آنها وهمچنین هرچه پایین تر بروند جای پسر ودختر می نشینند وتا یک نفر از دسته اول هست طبقه بعدی ارث نمی برد .

طبقه دوم : جد وجده یعنی پدر بزرگ وپدر او ومادر بزرگ ومادر او هرچه بالا بروند وبرادر وخواهر ها وهرچه پایین تر بروند یعنی اگر برادر وخواهر زنده نباشند اولاد آنها واگر اولاد آنها هم نباشند اولاد اولاد آنها ارث می برند .

طبقه سوم: عموها و عمه ها دایی ها وخاله ها هرچه  بالاروند یعنی اگر عمو وعمه وخاله ودایی نباشند اولاد آنها ارث می برند.

نکته: تا وقتی که کسی از طبقه اول ودوم وسوم نسبی وجود داشته باشد فامیل سببی از آن ارث نمی برد.

سببی :

شامل زوجیت (زن و شوهر)-وولاء که شامل سه طبقه می باشد.

طبقه اول: (ولاء عتق) یعنی ولایتی که مول براثر آزادکردن عبد بر او پیدا می کند.

طبقه دوم : (اولاء ضامن جیره) شخصی است که به شرط اث بردن از او به عهده بگیرد در وقت لزوم کمک رسان اوباشد

طبقه سوم: (ولاء امامت ) اگر کسی بمیرد وارث نسبی وسببی وولاء عتق وجیره نداشته باشد امام علیه السلام از او ارث می برد ویا اگر وارث تنها زوجه باشد بعداز ربع   ارثی که زوجه می برد بقیه ارث مال امام خواهد بود.



مقادیر ارث

مقادیر ارث تعین شده در فقه واحکام اسلامی برای وراث:

ثمن    متعلق به زوجه می باشددر صورتی که شوهر فرزند داشته باشد

سدس    متعلق به پدر است با وجود فرزند

ربع    متعلق به شوهر است در صورتی زوجه فرزندی داشته باشد

ثلث    متعلق به مادر است به شرطی که میت مطلقا فرزندی نداشته باشد وبرادرهای متعدد نداشته باشد ومتعلق به برادر وخواهرهای مادری است در صورتی که متعدد باشد .

نصف    متعلق به تنها دختر است در صورتی فرزند دیگری نداشته باشد ومتعلق به تنها خواهر پدر ومادری یا پدری است ویا متعلق به شوهر است در صورتی که زوجه فرزندی اگرچه پایین تر رود نداشته باشد.


موانعی که مانع ارث بردن فرد از میت می شود.

  • کفر-کافر چه اصلی باشد (یعنی از پدر ومادر کافر باشد) یا مرتد شده باشد(مرتد یعنی کسی که از دین اسلام برگشته وبه دین دیگری را برگزیده) از مسلمان ارث نمی برداگر چه نزدیک ترین وارث باشد.
  • قتل – قاتل از مقتول ارث نمی برد (اگر عمد از روی ظلم باشد) اما اگر از روی خطای محض باشد باشد از اوارث می برد .
  • بنده (برده بودن) مانع ارث می باشد.
  • متولد شدن از زنا – اگر زنا از پدر ومادر یا هردو باشد بچه آنها وپدر ومادر وهمچنین بچه وکسانی که به واسطه پدر ومادر انتصاب دارند از همدیگرارث نمی برند – واگر زنا از یکی از آنها نه از دیگری باشد از یکی از آنها به طور شبهه باشد بچه وزانی وکسانی که به زانی منسوبند از همدیگر ارث نمی برند .
  • لعان – مانع ارث می باشد –(لعان - شوهری که به زن خود نسبت زنا دهد، یا فرزندی را که زن به دنیا آورده است از خود نفی کندرا گویند )

نکته 1: فرزند در شکم مادر (حمل) از میت ارث می برد وقتی که معلوم شود اودر شکم مادرش زنده است واگر میت دارای نوه ها وبرادرها و... باشد وقتی که معلوم شود فرزندی زنده در راه است ارث بردن دیگران ممنوع می شود وچیزهای به آنها داده نمی شود تا وضع حمل روشن شود اگر زنده متولد شد ارث اختصاص به اوست واگر مرده به دنیا آمد وارث بعدی ارث می برند .

نکته 2 : اگر نوزاد زنده از مادر بدنیا بیاید وبعد از جداشدن از مادر از دنیا برود نوزاد ارث می برد وارث او به درجه طبقه اول تعلق قرار می گیرد.


پایان سخن:
وقتی که فردی ازدنیا میرود اگر اموالی از اوباقی بماند که به آن ارث یا ترکه می گویند بین وارث آنها یا نسبی یا سببی تقسیم می شود وهرکدام از آنها براساس احکام فقهی که برای وراث تعیین شده از آن ارث می برد تاوقتی که وراث نسبی هست نوبت به وراث سببی نمی رسد مگر آن که وراث نسبی از موانعی که مانع از ارث بردن فرد می شود را داشته با شد که درآن وقت نوبت به وراث سببی خواهد رسید وراث نسبی (خونی ) از طریق هم خون بودن با میت از اوارث می برند ووراث سببی شامل ازدواج (مثل زن وشوهر ) که از همدیگر ارث می برند ویا(ولاء عتق ویا اولاء ضامن جیره و اولاء امامت) از همدیگر ارث می برند.

 







رسول مبارک آبادی _ بخش خانه و خانواده تبیان کردستان

منابع :
متون فقه شهید ثانی (بحث وصیت –و ارث ) احکام عمومی و رساله آیت الله مکارم شیرازی