برای هر کسی ممکن است در زندگی اش مشکلات و موانعی پیش بیاید. به طور کلی زندگی هیچ گاه خالی از مشکلات و موانع نیست. چون همان طور که خداوند در سوره بلد نیز اشاره می کند انسان را در رنج و سختیها آفریده است. اما سوال این است که راه عبور از این مشکلات چیست؟ آن چه که در درجه اول برای هر انسانی لازم است صبر و بردباری است. صبر به این معنا نیست که انسان دست روی دست بگذارد و برای رفع مشکلاتش اقدامی نکند. بلکه مراد این ایت که انسان تاب و قرار خود را از دست ندهد و بتواند خود را کنترل کند و برای حل مشکلات خود فکر و اقدام کند.

اما در این میان برخی اعمال دیگر نیز هست که می تواند به یاری انسان بیاید و امدادهای الهی را در حل این مشکلات و گذراز موانع موجودف جلب نماید. در این باره توصیه هایی از بزرگان نقل شده است.

مطابق آیات قرآن و روایات اسلامی، گرفتاری های مختلفی كه در دنیا به سراغ انسان های مختلف می آید، دلایل متعدّدی دارد كه به برخی از آنها اشاره می كنیم:

 

1- آزمایش و امتحان الهی

یكی از حكمت های رنج و گرفتاری اینست كه خداوند با سختی ها و بلایا بندگانش را آزمایش كند؛ بنابراین خداوند می فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»(قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و كاهش در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش می كنیم و بشارت ده به استقامت كنندگان).

 

امتحان الهی كه گاهی با گرفتاری و رنج نمود پیدا می كند، آثار متعدّدی می تواند داشته باشد؛ آثاری مانند:

الف) تكامل و شكوفایی استعدادها: مصیبت ها و رنج ها می تواند استعدادهای نهفته انسان را شكوفا سازد. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «وَ فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَال» (در دگرگونی احوال، گوهر مردان معلوم شود). شهید مطهری در كتاب عدل الهی می فرماید: «مصیبت ها و شدائد برای تكامل بشر ضرورت دارند و اگر محنت ها و رنج ها نباشد بشر تباه می گردد».

ب) اصلاح و تقویت ایمان: یكی دیگر از محاسن بلایا و مصائب، اصلاح و تقویت ایمان است؛ چنانچه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل گفت كه خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ مِنْ عِبَادِی الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْفَقْرِ وَ لَوْ أَغْنَیتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِك وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِی الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْغِنَی وَ لَوْ أَفْقَرْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِك وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِی الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالسُّقْمِ وَ لَوْ صَحَّحْتُ جِسْمَهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِك وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِی الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالصِّحَّةِ وَ لَوْ أَسْقَمْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِك إِنِّی أُدَبِّرُ عِبَادِی بِعِلْمِی بِقُلُوبِهِمْ فَإِنِّی عَلِیمٌ خَبِیرٌ»[4]؛ (در بین بندگان مؤمنم، كسی هست كه به جز فقر و تهیدستی چیزی ایمانش را اصلاح نمی كند، چنانكه ثروتمندش نمایم، همین ثروت موجب فساد و تباهی ایمانش می شود. و در بین بندگان مؤمنم، كسی هست كه جز با ثروت، ایمانش اصلاح نمی شود و اگر تهیدستش نمایم، فقر و تهیدستی باعث فساد و تباهی ایمانش می گردد. و در میان بندگان مؤمنم، كسی هست كه جز با مریضی، ایمانش اصلاح نمی گردد و اگر جسمش را سالم كنم همین سلامتی، ایمانش را از بین می برد و در بین بندگان مؤمنم، كسی هست كه جز با سلامتی و صحت، ایمانش اصلاح نمی شود چنانكه مریضش كنم، همین مریضی، ایمانش را تباه می كند. من بواسطه علمی كه به درون و قلوب بندگانم دارم [امور] آنها را تدبیر می كنم. بدرستی كه من دانا و آگاهم).

قرآن كریم با اشاره به این مطلب می فرماید: «وَ عَسی أَنْ تَكرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَكمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكمْ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون»[5]؛ (چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن كه خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنكه شرِّ شما در آن است؛ و خدا می داند و شما نمی دانید).

 

ج) ترفیع درجه: گاهی نیز خداوند برای این كه درجه كسی را بالا ببرد، او را مبتلا می سازد. امام جعفر صادق(علیه السلام) در كلامی گهربار می فرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیَكُونُ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ الدَّرَجَةُ لَا یَبْلُغُهَا بِعَمَلِهِ فَیَبْتَلِیهِ اللَّهُ فِی جَسَدِهِ أَوْ یُصَابُ بِمَالِهِ أَوْ یُصَابُ فِی وُلْدِهِ فَإِنْ هُوَ صَبَرَ بَلَّغَهُ اللَّهُ إِیَّاهَا»[6]؛ ([ممكن است] برای بنده ای در نزد خدا درجه و رتبه ای باشد كه از طریق عملش به آن درجه نمی رسد، پس خداوند او را به بلا و مصیبتی در بدن و یا مال و یا مصیبت فرزند مبتلا می سازد تا اگر صبر و تحمّل نماید خداوند او را به آن درجه برساند).

 

راز ابتلای انبیا و اولیای الهی نیز همین است. بلاها برای آنان كه از مقام عصمت برخوردارند، پاك كننده نیست، ترفیع دهنده است. بر همین اساس در روایتی حضرت علی(علیه السّلام) می فرماید: «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیاءِ كرَامَةٌ»[7]؛ (همانا بلاها و گرفتاری ها برای ظالم تأدیب است، و برای مؤمن امتحان، و برای پیامبران درجه، و برای اولیاء كرامت و مقام است).


2.كفاره و تطهیر گناهان

از دیگر حكمت های رنج و گرفتاری، جبران خطا و لغزش انسان مؤمن است. امام باقر(علیه السلام) می فرماید: وقتی آیة «مَنْ یعْمَلْ سُوءاً یجْزَ بِه»[8]؛ (هركس عمل بدی انجام دهد كیفر آن را می بیند) نازل شد، بعضی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) گفتند: آیه ای از این سخت تر نیست! پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آنان فرمود: آیا در خانواد، اموال و جانهایتان دچار مصیبت نمی شوید؟ گفتند: بله. حضرت فرمود: این از آن چیزهایی است كه خداوند به وسیله آن، برای شما حسنه می نویسد و به وسیلة آن بدی ها را محو می كند.

حضرت علی(علیه السلام) نیز می فرماید: «مَا مِنَ الشِّیعَةِ عَبْدٌ یُقَارِفُ أَمْراً نَهَیْنَاهُ عَنْهُ فَیَمُوتُ حَتَّی یُبْتَلَی بِبَلِیَّةٍ تُمَحَّصُ بِهَا ذُنُوبُهُ إِمَّا فِی مَالٍ أَوْ فِی وَلَدٍ وَ إِمَّا فِی نَفْسِهِ حَتَّی یَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا لَهُ ذَنْبٌ وَ إِنَّهُ لَیَبْقَی عَلَیْهِ الشَّیْ ءُ مِنْ ذُنُوبِهِ فَیُشَدَّدُ بِهِ عَلَیْهِ عِنْدَ مَوْتِهِ» (اگر بنده ای از شیعیان، گناهی كه ما او را از آن نهی كرده ایم مرتكب شود، قبل از اینكه از دنیا برود به یك گرفتاری مبتلا می شود كه گناهانش بوسیله آن گرفتاری پاك گردد. [این گرفتاری] یا در مال و یا در فرزند و یا در خودش [ظاهر] می گردد. تا هنگامی كه خداوند را ملاقات كند، برایش گناهی نباشد و اگر گناهی از وی باقی مانده باشد، هنگام مرگ بر وی سخت گرفته می شود [تا گناهانش آمرزیده گردد]).

 

3.سهل انگاری های انسان

برخی از رنج ها و گرفتاری های انسان نیز در اثر بی تدبیری، عدم مشورت و سهل انگاری در امور حاصل می شود كه ارمغان تكوینی و طبیعی اعمال خود انسان است. خداوند در قرآن می فرماید: «وَ ما أَصابَكمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما كسَبَتْ أَیدیكمْ وَ یعْفُوا عَنْ كثیرٍ»؛ (هر مصیبتی به شما رسد، بخاطر اعمالی است كه انجام داده اید، و بسیاری را نیز عفو می كند).

بنابراین گرفتاری های ما در طول زندگی، حكمت های مختلفی می تواند داشته باشد؛ هم می تواند امتحان و آزمایش الهی باشد؛ و هم می تواند به خاطر گناهان یا دیگر اعمال انسان باشد؛ و هم می تواند ثمره سهل انگاری های انسان در زندگی باشد.

بلاها هر چند به ظاهر سختی و محنت هستند ولی آثار و فوائدی دارند كه آن ها را در ردیف برترین نعمت های الهی قرار می دهد، از این رو در ادامه به ذكر پاره ای از فوائد آن ها اشاره می كنیم:

خارج كردن تكبر از قلوب انسان ها

یكی از فوائد بلاها خارج كردن تكبّر و غرور از قلوب انسان ها و جایگزین نمودن تذلّل و خواری در جانهاست.انسان در طول زندگی خود شاهد تضاد و جنگ دو بُعد جسمانی و روحانی خویش است، و مصائب با نشان دادن ذلّت و فقر انسان به او، او را در این جنگ یاری می رساند و زمینه پیروزی بُعد روحانی بر بُعد جسمانی و شهوانی را فراهم می كند.

بلاء وسیله تذكّر و یادآوری

انسان همچون مسافری است كه در مسیر زندگی خود در حركت است و اگر در طول مسیر همیشه در رفاه و آسایش باشد ممكن است غفلت بر او چیره شود و او را از مسیر اصلی و هدف نهایی باز دارد، از این رو خداوند كه أرحم الراحمین و از همگان نسبت به انسان مهربان تر است، زنگ بیدار باش را برای انسان در قالب بلا و سختی به صدا در می آورد و انسان را از عواقب خطرناك ضلالت و گمراهی باخبر می سازد. خداوند متعال می فرماید: «وَلَقَدْ أَخَذْنَآءَالَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْص مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ» و ما نزدیكان و قوم فرعون را به خشكسالی و كمبود میوه ها گرفتار كردیم شاید متذكّر گردند

همچنین امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید: «انَّ اللّه یبتلی عبادَهُ عند الأَعمال السَیِّئة بنقص الثمرات و حبسِ البركات و إغلاقِ خزائِنِ الخَیْرات لیتوبَ تائبٌ و یُقْطِعَ مُقْطِعٌ وَ یَتَذَكَّرَ متذكِّرٌ» خداوند بندگان خویش را به هنگامی كه كارهای بد انجام می دهند با كمبود میوه ها و جلوگیری از نزول بركات و بستن در گنج های خیرات به روی آنان آزمایش می كند

اجر و پاداش اخروی

بدیهی است كه خداوند به كسی ظلم نمی كند «وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّم لِّلْعَبِیدِ»[4] و خداوند هرگز به بندگان ظلم نمی كند.» و در كتب كلامی و اعتقادی تحت عنوان «اعواض الآلام; عوض های سختی ها و رنج ها» بیان شده سختی ها و مصائبی كه از جانب خداوند به انسان ها می سد در آخرت جبران می شود. گذشته از این مطلب صبر و استقامت در برابر شدائد و مصائب و پیمودن راه سعادت و تكامل در شرائط سخت و دشوار، أجر و پاداش اخروی بسیاری را نصیب انسان خواهد نمود، چنان كه در روایتی نقل شده روزی عبداللّه بن ابی یعفور نزد امام صادق(ع) به شكوه و گلایه پرداخت كه من همیشه در سختی و بیماری به سر می برم، امام(ع) در جواب فرمودند: «لو یعلم المؤمن ما له من الأجر فی المصائب لتمنّی أنّه قرض بالمقاریض»[5] اگر شخص مؤمن بداند كه پایداری در برابر مصائب و سختی ها چه اندازه اجر و ثواب دارد آروز می كند كه بدن او با قیچی قطعه قطعه شود»

سختی باعث تكامل

بلاها و سختی ها زمینه ساز سعادت و كمال هستند و به تعبیر استاد مطهری «بدهای ما در خوبی ها و زائیده آن ها هستند.»[6] و در منطق عقل و شرع سختی ها انسان را آبدیده می كنند و او را به آسایش و سعادت می رسانند و نیروهای بالقوّه او را در مسیر پیشرفت و تكامل به فعلیت می رسانند «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»[7] همانا به همراه هر سختی آسایش و راحتی است.» آری اگر انسان در ناز و نعمت و آسایش به سر ببرد نمی توان توقع داشت كه سخت كوش و توانمند شود چرا كه اگر شخصی می خواهد فنّ شناگری را یاد بگیرد تا سختی و مرارت فرو رفتن های مكرّر در آب را لمس نكند شناگر خوبی نخواهد شد. امیرمؤمنان علی(ع) در فرازی از سخنان خود می فرمایند: «درختان بیابانی (كه از مراقبت و رسیدگی باغبان محرومند) چوب محكم تر و دوام بیشتری دارند درختان باغتان (كه دائماً مراقبت شده اند) نازك پوست و بی دوام ترند.»[8]

شناخته شدن صابرین

خداوند متعال می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَاْ أَخْبَارَكُمْ»[9] ما همه شما را قطعاً آزمایش می كنیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما كیانند؟ و اخبار شما را بیازمائیم

البته ذكر این نكته لازم است كه این آزمایش ها برای علم پیدا كردن خداوند نیست چرا كه خداوند بر همه چیز عالم است، بلكه برای آشكار شدن چهره انسان ها برای خودشان و دیگران است تا در روز قیامت حجّت و دلیل بر همگان تمام باشد. در حدیثی از امام رضا(ع) نقل شده كه در مورد قول خداوند «لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» تا بیازماید كه كدامین یك از شما نیكوكارترید.» فرمودند: خداوند بندگانش را خلق كرد تا آن ها را بواسطه تكلیف كردن طاعت و عبادتش، آزمایش كند، ولی نه برای تجربه و علم پیدا كردن، چرا كه خداوند پیوسته عالم به هر چیز است.»

ریشه و انواع عقوبت و بلایای تأدیبی

۱ـ ابتلائات و عقوبتهای مادی

بسیاری از بلایایی كه برای مؤمنین ایجاد می شود در اثر گناه است. گاهی این طور تعبیر میشود كه یك سنخ از گرفتاری‎ها و ابتلائات ما بر اثر گناه، خلافكاری و تجاوز از مرزهای الهی به وجود می آید. این ها تعارف ندارد، چون بحث حدود و احكام الله مطرح است. اگر ما كه مدعی ایمان هستیم و رابطۀ ضعیفی با خدا داریم، به اصلاح و ادب خود قیام نكنیم، رحمت الهی اقتضا دارد كه ما را به این زودی رها نكند و با عقوبت تأدیب مان نماید. خدا می خواهد ما كه با او پیوند درونی داریم، بالاخره باادب شویم و مدارج ادب الهی را پشت سر گذاشته و در آخر به او برسیم؛ لذا از سر لطف و رحمتش ما را رها نمیكند و اگر ما خودمان را ادب نكنیم، او ما را با عقوبت ادب خواهد كرد.

عقوبت دنیوی برای مؤمن و بر اثر گناهان او به وجود می آید كه نوعی ادب كردن از ناحیۀ خدا است. این همان قسم از عقوبتی است كه زین العابدین(ع) در دعای أبوحمزه ثمالی می فرماید: «إِلَهِی لَا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِكَ»؛ خدایا! مرا با عقوبتت ادب نكن! این عقوبت، مخصوص دنیا است. ادب كردن به وسیلۀ بلا، بسیار تلخ و ناگوار است و ما تحمل تلخی بلا و عقوبت الهی را نداریم.

 

۲ـ عقوبتهای اجتماعی

مواردی كه تا اینجا به آن اشاره شد، جنبۀ شخصی داشته و به زندگی فردی اشخاص مربوط می شود، ولی روایات ما این بحث را در مورد مسائل اجتماعی نیز مطرح می كنند. ما در روایات داریم كه اگر در اجتماعی گناهكاری دیده شود و دیگران به او تذكر ندهند، خداوند اجتماع آنان را با بلای خود ادب خواهد كرد. در تاریخ انبیا و اولیا و امت ها چنین مسأله ای بسیار مشهود است. امام صادق(ع) در روایتی می فرمایند: «أَیُّمَا نَاشٍ نَشَأَ فی قَوْمٍ ثُمَ لَمْ یُؤَدَّبْ عَلی مَعْصِیه»؛ اگر كودكی در بین گروهی باشد، اما به خاطر گناهانش به او تذكری داده نشود تا مؤدب شود، «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوَّلَ مَا یُعَاقِبُهُمْ فیهِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أَرْزَاقِهِم»؛ اولین چیزی كه خدا به وسیلۀ آن ایشان را ادب می كند، این است كه از روزیشان كم خواهد كرد.

همۀ این ها اسبابی است كه خدا برای ادب كردن بندگان استفاده می‎كند تا به وسیله این اسباب متذكر شوند. البته انسان نباید خود را در معرض این نوع از ادب الهی قرار دهد؛ چون حرف زدن راجع به عقوبت الهی بسیار آسان است، ولی چشیدن و رویارویی با آن بسیار مشكل.

حال اگر بخواهیم به وجه مشترك بلای كمّلین با بلای متوسّطین از مؤمنین اشاره كنیم، باید بگوییم هر كس در هر درجه ای از ایمان، اگر سرنخی با خدای خود داشته باشد، خداوند او را رها نخواهد كرد و مبتلایش خواهد ساخت. «البَلاءُ لِلوِلاءِ»، معنایش این است كه ولایت با خدا است و هر كس با او رشتۀ ارتباطی دارد، رها نمی شود و دچار بلایای الهی می گردد. نعوذ بالله، اگر دستت به گناه آلوده شود، خدا تو را متنبه می سازد؛ پس وقتی گفتی بلی، باید آمادگی برخورد با بلا را هم داشته باشی! بلی گفتن، یعنی اهل ولا شدن. خدا كسانی كه با ولای او رابطه ای دارند را دوست دارد، لذا اگر آن ها گرفتار آلودگی و گناه شوند، خدا با تازیانۀ بلا ایشان را ادب می كند تا از دایره ولایه الله بیرون نروند. خدا بلا نازل می كند چون می خواهد تو را اصلاح كند. این رحمت خداوند است كه از غضب او پیشی گرفته است.[6] این عقوبت به ولای تو با خدا ارتباط دارد، چون رابطه‎ات با او ضعیف بوده، می‎خواهد تو را ادب كند تا پیوندت محكم شود.

 

امّا بلایی كه منشأ آن گناه است، بسیار تلخ است. دور شدنی كه در واقع رانده شدن است، عقوبت خیلی تلخی است و امكان دارد به خاطر گناه گریبان گیر انسان شود. لذا نباید انسان بگذارد كار به جایی برسد كه خداوند چشم او را با عقوبت باز كند! بلای ما از سر بدبختی است؛ نه از سر نزدیك شدن به قُرب الهی و اهل ولا بودن!

 

حد و مرز عقوبتهای الهی

امّا آیا این عقوبت كردن حدی دارد یا نه؟ عقوبتی كه جنبۀ ادب كردن دارد تا موقعی است كه در انسان زمینۀ اصلاح وجود داشته باشد. اگر خداوند یكی پس از دیگری انسان را گرفتار عقوبت های خویش سازد، ولی او متنبه نشود و چشم باز نكند، معنایش این است كه دیگر قابل اصلاح نیست. در اینجا است كه رشتۀ ولای بین او و خدا قطع شده و خداوند نیز او را رها می كند.

 

اگر رشتۀ ولا قطع شود، برای انسان گشایش ایجاد خواهد شد و به اصطلاح به هرچه دست بزند، طلا می شود! آن گاه نفس خبیث شروع می كند به توجیه كردن و می گوید چون برای ما گشایش ایجاد شده، معلوم می‎شود كه خدا خیلی به ما علاقه دارد! در حالی كه این طور نیست و خداوند او را رها كرده است. این گشایش نیست، بلكه دور شدن تدریجی است. اگر چشمت را باز نكنی، خداوند تو را به تدریج دور می كند. حسین(ع) فرمود: «اللَّهُمَ لَا تَسْتَدْرِجْنِی بِالْإِحْسَانِ»؛ از این سخن امامحسین(ع) معلوم می شود كه نعمتی كه باعث فراموشی توبه شود، اصلاً مطلوب نیست.

 

علی(ع) می فرماید: «مَنْ لَمْ یَصْلُحْ عَلی أَدَبِ اللَّهِ لَمْ یَصْلُحْ عَلی أَدَبِ نَفْسِهِ»؛كسی كه با ادب خدا اصلاح نشود، چگونه می‎تواند خویش را ادب كند؟! یعنی كسی كه با تنبّهات الهی چشم باز نكرده و نفس خود را نشناخته است، ممكن نیست كه بتواند خود را اصلاح كند.

ادب وقتی به صورت عقوبت درآید، آخرین مرحله است و اگر این مرحله نیز كارگر نباشد و انسان را متنبه نكند، بساط غضب الهی از رحمتش پیش می افتد و كاغذ سرنوشت برمی گردد.

 

رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار

لذا كسی كه معتقد به خدا است و نوعی دلبستگی به خدا دارد، نباید خود را در معرض این نوع از ادب الهی قرار دهد؛ یعنی اگر خطایی كرد، بعد از خطا واقعاً پشیمان شود و واقعاً از خدا عذرخواهی كند. خدا كسی را كه مرتكب خطایی شده و از خطای خود غفلت كرده و از مولایش پوزش نطلبیده یا حدود الهی را فراموش كرده و در چشمش آن ها را بی ارزش و كوچك شمرده است، با بلای الهی ادب خواهد كرد، اما اگر پس از ارتكاب خطا عذرخواهی كند، در معرض بلا و عقوبت قرار نخواهد گرفت. پس بلا و عقوبت برای كسانی است كه اهلغفلت باشند.

 

در بلایا به دنبال رفع اسباب مادی نباشید!

انسان اگر مرزشكنی كرد، باید فوراً توبه و استغفار كند. نباید اجازه دهد كه كار به عقوبت برسد؛ لذا هر وقت دیدید كه مبتلا شده اید، ببینید چه كار خلافی انجام داده اید و یا چه تكلیفی را ترك كرده اید؟ مؤمن باید به این فكر كند كه من چه كار كردم كه این گره به كارم افتاد؟ اگر می‎خواهید گره كارهایتان را باز كنید، بررسی كنید كه با حلّال مشكلات چه كار كرده اید؟ او می‎خواهد شما را از خواب غفلت بیدار كند و برای همین مبتلایتان كرده است! به جای اینكه برای پیدا كردن منشأ مشكلات خود به سراغ اسباب مادی بروید، بررسی كنید كه شاید مسبّب الاسباب می خواهد شما را ادب كند. خودتان سریع به سوی او برگردید و ریشۀ مشكلات تان را با توبه و استغفار حل كنید! نگذار كار به جایی برسد كه خدا شما را در معرض استدراج قرار دهد؛ یعنی رشتۀ ولایتش را كم كم قطع كند و دیگر كاری به كارتان نداشته باشد. قربان آن خدایی بروم كه وقتی خطا می كنم، در همین دنیا پس گردنی می زند و عقوبتش را به آخرت نمی اندازد!

 

امام سجّاد می فرمود: «إِلَهِی لَا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِكَ» چون او بی ادبی نكرده است كه عقوبت شود؛ ولی ما باید بگوییم: «إِلَهِی لَا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِكَ فِی الآخِرَهِ»؛ چون چوب خوردن در این دنیا برای ما نعمت است. ما اگر اینجا ادب نشویم و كارمان به عقوبت آخرت برسد، دیگر راهی برای نجات نخواهیم داشت.






انتهای پیام/
منبع:حوزه