دلنوشته ای در باب " از هیچ کس مترس الا خدا" :


یادم هست که در دوران کودکی و نوجوانی ام  مرتب  بزرگترها و آشنایان  وقتی دور هم جمع می شدیم و از دنیا و آرزوهای دنیو ی، دوست  ها و دوست داشتنی ها، حرف می زدند. هر از گاهی می گفتند از"هیچ کس نباید ترسید الا از خدا نباشد" خوب یادم هست و مرتب در ذهنم تداعی می شود.

ولی براستی اکنون که عمرم در پایان دهه چهارم زندگی ام هست  فکر می کنم این جمله   " از هیچ کس مترس الا از خدا نباشد " واقعیت نداشت و ندارد. حال  " دلیل "  یعنی دلیل رد این  جمله " از هیچ کس مترس  الااز خدا نباشد " چیست:
زیرا خداوند سبحان مهربانترین و ستاره العیوب ترین ، رزاق ترین و... هست  چرا باید از آن خالق با آن همه حسن و مهربانی و بخشندگی ترسید. براستی  خدایی با آن همه زیبابی ها و مهربانی ها و گذشت ها و غیره را خوب به ما نشاساندن و معرفی نکردند، بلکه  ما را از خدای مهربان دور کردند.

حالا که تامل می کنم در می یابم  اغلب "اعتیاد ها ، طلاق ها ، خودکشی ها ، بی عفتی ها و بی اخلاقی  ها "  همه اش  دلیل همنشینی با دوستان و افراد ناباب هست:  به درستی درک کرده ام که باید از این انسانها ترسید نه از خدای مهربان که مرتب می فرماید بخوان بنام پروردگارمهربانت و مژده شفاعت به نبی مکرم اسلام "ص" رحمت للعالین می دهد....

حالا می گویم، باید از خیلی  آدم ها به ظاهر انسانما ترسید و به خدای کریم و رحمان وسبحان  پناه برد که مهربان ترین و بهترین نگهبان و نگهدارنده هست در هر بن بست و پرتگاهی  پشتیبان  و آرامش دهنده قلب هاست. خدایی که آسمان بی کران و دریاهای بیکرانه، افق زیبا را با طلوع دل انگیز و غروب دل نشینش  برای زندگی مادی و تعالی معنوی ما انسانها آفریده است. چه خالق مهربانی داریم برای اینکه ما انسانها را تنها نگذارد ملائک و انبیاء را بر ما فرستاد و  و بر ما نیز منت گذاشت رسول مهربانی ها را رحمت للعالمین  فرستاد و مقام شفاعت  ومحمود به وی عطا فرمود ...

ما برای اینکه  رسول الله "ص" خشنود سازیم چه کار باید بکنیم ..  باید  اخلاق و رفتار و گفتارمان بر مبنای آموزه های رسول مهربانی و به صورت رحمانی باشد. باید لغزش ها را امر به معروف و نهی از منکر کرد و آن را نیز پوشید ...

باید نماز خواند  به پدر ومادران ،عالمان دینی که وارثان پیامبرانن، به بزرگان و اولیا ء الهی  با احترام  برخورد و با فقرا، مصیبت دیدگان  ودلشستگان همدلی و یار  همراهی و همنوا شد 

باید از تهمت ها، غیبت ها، انگ ها، دروغ ها، بد اخلاقی ها  دوری و ذهن را همراه با نفس تربیت تا از فضولی ها و دو رویی ها  دوری، و زندگی  را مردانه مثل مردان خدا سپری و خدا را هر لحظه بر اعمال خود ناظر و از گناهان توبه و باب آشتی با خالق خوبی ها باز کرد.

و براستی آیا ما آن انسان هستیم که باید باشیم؟! آیا انسانهای این زمانه جای ترس  دارند یا خدایی که این همه مهربان و ما را دوست  دارد و نوازش می فرماید. تا ما راه راست برویم و در چاه  جهالت و جمود نیفتیم.

چرا بایداز  خدایی  که با این همه صفات  و گذشت و مهربانی ترسید؟!!
و حالا درست می گویم باید از "دوستان ناباب، افراد کج اندیش ،بدخلق بد فهم   و مردم آزار و خود آرزا ترسید....

پس  خدای که ما را خلق فرموده برای تعالی و رسیدن به قرب الهی جای ترس نیست و بلکه انسانهای که قلب وذهن آنان به انواع امراض فکری  مبتلا به شده باید ترسید.....

 
و دعای ختم این دلنوشته :

خدای سبحان  و مهربان ترا به حرمت نبی مکرم  اسلام "ص" و اولیای  مقربت  ما را ازشر نفس و شیاطین وکج اندیشانی که قلب  و ذهنشان   به مردم آزاری و خود آزاری آلوده هست محفوظ بفرما     

آمین






طالب محمودیان- بخش اخلاق و عرفان تبیان تبیان کردستان