امروز بیش از هر زمان، پیروی از آن «الگوی کامل» و تأسی به آن «اسوه حسنه» بر امت آن حضرت ضروری است، تا نه تنها با قلم و تألیف و مقالات از ساحت نورانی پیامبر اعظم(ص) دفاع شود، بلکه مؤثرترین دفاع و رساترین تبلیغ، با «زبان عمل» صورت پذیرد و چشم جهانیان با مشاهده رفتار و اخلاقِ «امت محمدی» دریابند که آنچه در باره پیامبر به عنوان تبلیغ سوء، گفته و نوشته و پخش می شود بی اساس است و سیمای نورانی حضرت محمد(ص)، درخشان تر از آن است که با ابرهای تیره شبهات مخالفان و لجن پراکنی معاندان، از فروغ افشانی باز ماند.

 

از این رو، در سال پیامبر اعظم(ص)، هم تبیین و طرح ویژگی های شخصیت بزرگ پیامبر ضروری است، هم آراستن خود به خُلق و خوی نبوی در همه ابعاد، از جمله در بُعد زندگی خانوادگی و برخوردهای اجتماعی.

 

آنچه می خوانید، نمونه هایی از سیره اخلاقی نبی مکرّم در خانه و خانواده و میان خویشان و در جمع مردم و روابط اجتماعی است، تا از این رهگذر و در پی آشنایی بیشتر با این «مدل اخلاق»، رفتارمان نیز با اوصاف و سیره آن بزرگوار، همسو و هماهنگ باشد. اگر قرآن کریم ما را توصیه کرده که آنچه پیامبر خدا به شما داد، آن را بگیرید، «ما اَتاکم الرَّسُولُ فَخُذُوه» شامل پیروی از سیره آن حضرت نیز می شود، چرا که داده های حضرت رسول به امتش تنها در بُعد گفتار و فرمان نیست، بلکه سیره او نیز معیار و ملاک و میزان عمل است و به این سرمشق هم باید نیک توجه کنیم و آن را به شایستگی عمل کنیم.

 

اینک مروری بر نمونه هایی از خُلق و خوی مصطفوی در مسائل خانوادگی و اجتماعی و معاشرتی:

 

1ـ همدلی با خانواده

اگر خانواده را مجموعه کوچکی به شمار آوریم که رفتار زن و شوهر و فرزندان با یکدیگر، آن را صفا می بخشد و همدلی میان افراد، آن را قوام و استحکام می دهد، نمونه این رفتار در خانه محمد(ص) دیده می شود.

 

پیامبر خدا(ص) در خانه که بود، از هر نوع غذایی که فراهم می کردند می خورد و از آنچه خدا حلال کرده است همراه خانواده و خدمتکاران تناول می کرد و هرگز از غذایی بدگویی و مذمت نمی کرد: «کانَ رسول اللّه یأکل کُلَّ الأصناف مِنَ الطّعام و کانَ یأکُل ممّا احلّ اللّه له مع اهله و خَدَمِه اِذا أَکَلوا...». سرسفره با خانواده می نشست و غذا می خورد، مگر آنکه مهمانی وارد شود که آنگاه همراه مهمان غذا می خورد.

 

از جلوه های این همدلی، تخصیص وقتی برای خانواده بود. پیامبر با آن همه اشتغالات و درگیری های مختلف، وقتی داخل خانه بود، اوقات خویش را سه بخش می کرد و غیر از وقت خاص برای خدا و عبادت و برای کارهای شخصی خویش، بخشی را هم مخصوص خانواده می کرد: «و جزءا لاِءهلِهِ.» روشن است که این گونه حضور عاطفی در خانه و انس با خانواده، در قوام کانون زندگی بسیار مؤثر است.

 

2ـ مشارکت در کارهای خانه

بار سنگین خانواده به دوش زن و مرد است. گرچه به لحاظ عادی، کارهای بیرون خانه به مرد سپرده می شود و کارهای داخل خانه را زن بر عهده می گیرد، ولی همکاری و مشارکت با همسر و افراد خانواده در امور مربوط به داخل خانه، هم کانون خانواده را گرم تر می سازد، هم محبت همسر را می افزاید، هم از سختی کار در خانه می کاهد.

 

پیامبر اعظم(ص) چنین بود. جز آنکه به دوختن و وصله زدن کفش و لباس خویش مشغول می شد، در را باز می کرد، گوسفند را می دوشید، زانوی شتر را می بست و شیر آن را می دوشید، اگر خادم خانه خسته می شد، در آسیاب کردن گندم به او کمک می کرد و آب و ظرف وضوی خود را خودش مهیا می کرد تا هنگام برخاستن برای تهجّد شبانه برای کسی زحمت نباشد:

 

«و کانَ یخصف النّعلَ و یُرقّع الثَوبَ و یَفْتَحُ البابَ و یَحْلِبُ الشّاةَ و یَعقِلُ البعِرَ فیحلِبُها وَ یَطْحَنُ مَعَ الخادمِ اِذا اَعیا و یَضَعُ طَهورَهَ باللّیلِ بِیده ...».

 

در نقل دیگری چنین آمده است:

 

«یَخدِمُ فی مِهنَةِ اَهْلِهِ و یقطَعُ اللّحمَ؛

 

در کارهای خانواده به آنان خدمت می کرد و با دست خود گوشت خرد می کرد.»

 

3ـ همسرداری

احترام، خوشرفتاری، حق شناسی، همکاری و محبت و وفا نسبت به همسر و شرکت در غم و شادی و راحت و رنج او، از نشانه های «همسرداری» است و ساختن بر مشکلات و تندی ها و بدخُلقی ها و صبوری بر ناملایمات و جفا، نشانه ای دیگر. پیامبر اکرم(ص) می فرمود:

 

«اَلا خَیْرُکم خَیرُکم لِنسائِهِ وَ اَنا خیرُکم لِنِسائی؛

 

آگاه باشید، بهترین شما کسی است که نسبت به همسرانش بهتر باشد و من بهترین شما نسبت به همسرانم هستم.»

 

پیامبر اکرم(ص) با آنکه بیشتر همسرانش سالخورده بودند، بر اساس آیه قرآن که می فرماید: با زنان به نیکی رفتار و معاشرت کنید (عاشروهنّ بالمعروف)، با همه آنان خوشرفتاری داشت و بر بدرفتاری های آنان صبر می کرد و از سختگیری بر همسران و فرزندان نهی می نمود.

 

وفاداری به همسر، یکی دیگر از جلوه های همسرداری است، یعنی همسر را و خوبی ها و خدمات و زحماتش را مد نظر داشتن و حتی پس از مرگ هم فراموش نکردن. رسول خدا حتی نسبت به زنانی که با همسر گرامی اش خدیجه کبرا رفاقت و رفت و آمد داشتند احترام می کرد. روزی پیرزنی خدمت آن حضرت رسید. حضرت به او خیلی ملاطفت و تکریم کرد. پس از رفتنش عایشه پرسید: او که بود؟ فرمود: او در زمان خدیجه سراغ ما می آمد. از نشانه های ایمان، وفاداری و خوش عهدی است.

 

وفاداری پیامبر به حضرت خدیجه، مثال زدنی است. روزی پیامبر به یاد خدیجه افتاد و گریست، در حالی که کنار همسرانش بود. عایشه گفت: بر پیرزن عجوزی از پیرزنان سرخ روی بنی اسد گریه می کنی؟!

 

پیامبر فرمود: وقتی که شما تکذیبم کردید او مرا تصدیق کرد، وقتی شما کفر ورزیدید او به من ایمان آورد، وقتی شما از فرزند آوردن عقیم بودید او برایم فرزند به دنیا آورد! عایشه گوید: از آن پس پیوسته می کوشیدم با یادکرد از خدیجه، جایی در دل پیامبر خدا باز کنم.

 

این نشان قدرشناسی و وفای پیامبر نسبت به همسر خویش و از یاد نبردن خدمات و خوبی های اوست. خدیجه کبرا برای پیامبر خدا، مونس و همدم و پشتیبان و حمایت کننده ای جدی بود و چون پیامبر از محیط بیرون و مخالفت های قریش و حرف های ناپسند مردم رنجیده و غمگین می شد، وقتی به خانه می آمد، رفتار خدیجه، آن حضرت را تسکین و آرامش می داد و غمش کاهش می یافت؛ این بود که رسول خدا(ص) هم حرمت او را همواره نگه می داشت و از او به نیکی یاد می کرد و می فرمود: هیچ کس خدیجه نمی شود!

 

4ـ مهمان نوازی

احترام، پذیرایی، تکریم و ملاطفت نسبت به مهمان، از ارزش های اخلاقی است. رسول خدا(ص) برای مهمان خویش زیرانداز می انداخت، پذیرایی می کرد، با او هم غذا می شد و به نیازش رسیدگی می کرد.

 

سلمان فارسی نقل می کند: به خانه پیامبر خدا(ص) رفتم، بالشی که مخصوص خودش بود پشت من قرار داد. و این رفتار را با مهمانان دیگر هم داشت. برای آنان زیرانداز می انداخت. بخصوص اگر خویشاوند بودند، تکریم بیشتری روا می داشت. به روایت امام صادق(ع) روزی یکی از خواهران رضاعی پیامبر به محضر آن حضرت رسید. چون نگاه پیامبر به او افتاد، خیلی خوشحال شد، ردای خود را زیر او پهن کرد و او را روی آن نشاند، با او به گفتگو مشغول شد و شادمانی نشان داد. چون آن زن برخاست و رفت، برادرش آمد. اما پیامبر نسبت به او عنایت و تکریم کمتری داشت. وقتی علت را پرسیدند فرمود: برای آنکه آن خواهر نسبت به پدرش مهربان تر از آن برادر بود.

 

این برخورد علاوه بر مهمان نوازی، نگاه ارزشی حضرت را نیز نشان می دهد و خدمت به پدر را ملاکی برای شایستگی افراد بیان می کند.

 

افرادی که مهمان حضرت می شدند، گاهی پس از صرف غذا نمی رفتند و می نشستند و به صحبت مشغول می شدند. پیامبر هم به روی خود نمی آورد و تحمل می کرد. تا آنکه آیه نازل شد و از مؤمنان خواست که وقتی مهمان پیامبر بودند، پس از صرف غذا متفرق شوند، چون نشستن بی جهت آنان، مزاحمت برای پیامبر بود و او را از کارهای دیگر باز می داشت.

 

نیز روایت شده است که وقتی کسی وارد خانه حضرت می شد، رسول خدا(ص) به عنوان حرمت نهادن به او که مهمانش بود، هرگز از مجلس برنمی خاست و بیرون نمی رفت، تا آنکه خودِ آن شخص برخیزد و برود. به تکریم آن حضرت نسبت به سلمان فارسی اشاره شد. پیامبر پس از آن برخورد، به وی فرمود: ای سلمان! هیچ مسلمانی بر برادر مسلمانش وارد نمی شود و او به عنوان اکرام و احترام، زیرانداز برایش نمی گسترد، مگر آنکه خداوند او را می بخشاید. وقتی مهمان داشت، با مهمان غذا می خورد و دست از غذا خوردن نمی کشید مگر آنکه مهمان دست از طعام بکشد.

 

5ـ احترام به واردین و مراجعین

افزون بر مهمان نوازی که خصلت حضرت بود، چه در خانه یا مسجد یا بیرون، هر کس که به حضور او می رسید تا دیدار کند، یا حاجتی و کاری داشت، مورد تکریم پیامبر قرار می گرفت و به شخصیت آن وارد، احترام می کرد. شیوه حضرت چنین بود که وقتی شخصی به محضرش وارد می شد، زیرانداز خود را برای او می گسترد تا بنشیند و اگر نمی پذیرفت، آنقدر اصرار می فرمود تا طرف قبول کند: «و کانَ یؤثر الدّاخلَ علیه بِالوسادةِ الّتی تحَتَه، فانْ ابی اَنْ یَقبَلها عَزَمَ علیه حتّی یَفعَلَ.»

 

وقتی در یکی از دیدارهای مردمی، اتاق حضرت پر از جمعیت بود، جریر بن عبداللّه وارد شد و داخل اتاق جایی برای او نبود. بیرون از اتاق نشست. پیامبر چون نگاهش به او افتاد، عبای خود را از دوش خود برگرفت و پیچید و به سمت او فرستاد تا روی آن بنشیند. اما جریر هم ادب نشان داد و عبای پیامبر را بر صورت خود نهاد و بوسه بر آن زد.

 

این شیوه، تنها نسبت به آشنایان و افراد متشخّص انجام نمی گرفت، بلکه همگانی بود و هر کس خدمت او می رسید مورد اکرام قرار می گرفت و زیراندازش یا عبایش را برای او پهن می کرد، هر چند میان او و واردین، خویشاوندی و آشنایی و سابقه رفاقت نباشد: «و کان یُکرِمُ مَن دَخَل علیه، حتّی رُبّما بَسَط ثَوبَه لِمَنْ لیست بینَهُ و بینَهُ قِرابةٌ و لا رضاعٌ یُجلِسُهُ علیه.»

 

چنین احترامی، نوعی تکریم ارباب رجوع بود که در سیره حضرتش وجود داشت. به این نمونه هم دقت کنید:

 

مردی وارد مسجد شد و به حضور پیامبر رسید. رسول خدا(ص) تنها بود و مسجد هم وسیع. ولی پیامبر در عین حال جا به جا شد و برای آن مرد، جا باز کرد. وی گفت: یا رسول اللّه ! جا که وسیع است. حضرت فرمود:

 

«اِنَّ حَقَّ المسلِمِ عَلَی المُسلِمِ اِذا رَآه یُریدُ الجلوسَ اِلیه اَنْ یَتَزَحْزَحَ له؛

 

از جمله حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش این است که وقتی دید می خواهد کنار او بنشیند، برایش جا باز کند و کنارتر بنشیند.»

 

تلاش برای انجام خواسته مراجعین گامی دیگر در این راه بود. هر کس از وی درخواستی داشت، یا آن را انجام می داد، و اگر نمی توانست حداقل با سخن نیک و کلام نرم پاسخش را می داد و اخلاق نیکوی خود را شامل همگان می ساخت. اگر یک مراجعه کننده غریب و ناآشنا رفتار تندی داشت، به نحوی که اصحاب می خواستند با او به تندی عمل کنند، حضرت نمی گذاشت و می فرمود:

 

هر گاه حاجتمندی را دیدید که آمده و خواسته ای دارد، او را پذیرایی و تکریم کنید: «اذا رأیتُم طالبَ الحاجَةِ یَطْلُبُها فَأرْفِدُوه.»







بخش احکام تبیان کردستان
منبع:حوزه